حسن حسن زاده آملى

99

دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)

و دهم در مقامات عارفين و اسرار آيات غريبه‌اى كه از عارف صادر مىشود بحث مىكند . [ اتحاد عاقل به معقول پايهء بسيارى از معارف الهى است ] وانگهى شيخ رئيس و ديگر اساطين علوم عقلى حكمت را تعريف كرده‌اند كه : الحكمة صيرورة الانسان عالما عقليّا مضاهيا للعالم العينىّ يعنى « حكمت آنست كه انسان عالم عقلى مشابه عالم عينى گردد » ، چنان كه در قرآن مجيد است : « وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً » . هر آنكس ز حكمت برد توشه‌اى * جهانى است افتاده در گوشه‌اى چون نفس ناطقه مجّرد از مادّه است ، بعد از انقطاع از بدن باقى است زيرا اضمحلال و فساد از عوارض تركيب و مزاج مادّى است و جميع ادلّهء تجّرد نفس ناطقه در اين نتيجه مشتركند ، و اگر ذات نفس ناطقه عين علوم و معارف و نتيجهء اعمالش نباشد ، تقّرر معقولاتش در وى چگونه خواهد بود ، و بهجت و سرورش چگونه ، و مقامات و صدور غرائب از او چگونه ، و عالم عقلى مشابه عالم عينى گرديدنش چگونه ؟ ! تبصره : اينكه تركيب و مزاج را مقيّد به مادّى كرده‌ايم ، قيد مادّى براى اين جهت است كه چنانچه بدن از تركيب و امتزاج عناصر و احوال عارضهء بر آنها هيأتى و مزاجى جسمانى و استعدادى خاصّ پيدا مىكند و قابل صورتى خاصّ مىگردد كه به فراخور آن استعداد و قابليّت ، كسب معارف مىنمايد و فيض عالم قدسى بر او فائض مىشود ، همچنين از تركيبات ملكات مكتسبه خواه فضائل و خواه رذائل هيأتى و مزاجى روحانى در نفس پديد مىآيد كه مايهء پيدايش صور روحانى و تمثّلات برزخى و بدنهاى طولى اخروى ، و سبب لذائذ و آلام او مىگردد . آن مزاج روحانى حاصل از اجتماع قواى روحانى ، موجب اعتدال حقيقى - بدن اخروى است كه بدن مثالى برزخى و از جنس دار اخروى است . و چنان كه بدن دنياوى مركب نفس ناطقه و مرتبهء نازلهء اوست ، اين بدن اخروى هم مركب